هنر و آواي ايراني free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
از امروز شما میتوانید مطالب جدید را در وبلاگ جدید آوای شــــــــــــــــــــیدا مشاهده بفرمائید
برای ورود به آدرس جدید ما اینــــــــــــــجا را کلیک کنید.
با سلام خدمت شما هنرمندان و دوستان عزیز:
تو این مدت از آشنایی با تک تک شما عزیزان بسیار خرسند شدم.بنده چند روز دیگه عازم خدمت سربازی میشم.و اگه در طول این بتونم حتما مطالب رو به روز میکنم .امیدوارم مثل گذشته ما رو از انتقادهای سازنده خود بی بهره نزارین.
در پناه حق یا علی مدد خدا نگهدار
با سلام خدمت شما دوستان عزیز.امیدوارم سال خوب و خوشی را در پیش رو داشته باشید و همواره موفق و پیروز باشید
به دلیل حجیم بودن مطالب و به خاطر دسترس بهتر شما عزیزان به مطالب این وب اونا رو در ادامه مطلب قرار دادم.امیدوارم که از خوندن و شنیدن مطالب این وب لذت کافی رو ببرین
خواهشمندیم با نظرات و انتقادات خود ما رو در هر چه بهتر شدن مطالب یاری فرمائید
با تشکر :مدیریت وبلاگ سجاد غلامی
| آمار کشور بازديدکننده دی و بهمن ماه۸۶ | |||
| رتبه | کشور | تعداد بازدید | درصد |
| ۱ |
۲۰۸ |
| |
| ۲ |
۱۳۷ |
| |
| ۲ |
۱۰۶ |
| |
| ۴ |
۹۸ |
| |
| ۵ |
۷۹ |
| |
| ۶ |
۶۱ |
| |
| ۷ |
۵۵ |
| |
| ۸ |
۴۱ |
| |
| ۹ |
۳۶ |
| |
| ۱۰ |
۳۰ |
| |
| بقيه کشورها |
۱۵ |
| |
| مجموع |
۸۶۶ |
| |
هنر و آوای ایرانی
|
|
تو مگر بر لب آبی به هوس بنشينی
ور نه هر فتنه که بينی همه از خود بينی
به خدايی که تويی بنده بگزيده او
که بر اين چاکر ديرينه کسی نگزينی
گر امانت به سلامت ببرم باکی نيست
بی دلی سهل بود گر نبود بیدينی
ادب و شرم تو را خسرو مه رويان کرد
آفرين بر تو که شايسته صد چندينی
عجب از لطف تو ای گل که نشستی با خار
ظاهرا مصلحت وقت در آن میبينی
صبر بر جور رقيبت چه کنم گر نکنم
عاشقان را نبود چاره بجز مسکينی
باد صبحی به هوايت ز گلستان برخاست
که تو خوشتر ز گل و تازهتر از نسرينی
شيشه بازی سرشکم نگری از چپ و راست
گر بر اين منظر بينش نفسی بنشينی
سخنی بیغرض از بنده مخلص بشنو
ای که منظور بزرگان حقيقت بينی
نازنينی چو تو پاکيزه دل و پاک نهاد
بهتر آن است که با مردم بد ننشينی
سيل اين اشک روان صبر و دل حافظ برد
بلغ الطاقه يا مقله عينی بينی
تو بدين نازکی و سرکشی ای شمع چگل
لايق بندگی خواجه جلال الدينی
خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
گشاد کار من اندر کرشمههای تو بست
مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاند
زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست
ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشود
نسيم گل چو دل اندر پی هوای تو بست
مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد
ولی چه سود که سررشته در رضای تو بست
چو نافه بر دل مسکين من گره مفکن
که عهد با سر زلف گره گشای تو بست
تو خود وصال دگر بودی ای نسيم وصال
خطا نگر که دل اميد در وفای تو بست
ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت
به خنده گفت که حافظ برو که پای تو بست
یه وبسایت دیگه طراحی کردیم .امیدواریم که مورد استفاده شما دوستان قرار گیرد
پایگاه اطلاع رسانی شهــــرستان پلدختر
